.::.--- خرزوخان ---.::. |
توهمی ترین وبلاگ! (اولین وبلاگ ایرانی ترجمه شده به 36 زبان دنیا!)
تو منحصر به فردی !!! |
|
درباره خرزوخان
سلام به بينندگان وبلاگ خرزو
اين وبلاگ به صورت روزانه به روز مي شه و بيشتر عکس هاي جالب و متن آهنگ هاي جديد در اون گذاشته ميشه اميدوارم که از اين وبلاگ مثل وبلاگ هاي ديگه خوشتون بياد راستي به آرشيو وبلاگ هم سري بزنيد عکس هاي جالبي پيدا مي کنيد يا حق منوی اصلی
قدیم ندیم هاااا
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM ترجمه ی زنده ی وبلاگ به 36 زبان زنده دنیا
بعد از 2 سال! آمار رو بکار انداختیم! به خاطر اینکه سایت های ایرانی بدرد بخور نبودند! برای دیدن آمار روی عکس زیر کلیک کنید
این شمارشگر از تاریخ 8 تیر 88 شروع بکار کرده است
این نشون میده که من تو یاهو مسنجر هستم یا نیستم ادد کردن خرزوخان در یاهو مسنجر
رزولیشن لوگو بالاست می تونید بزرگش کنید ![]() Click to join SE_GKH
|
Uni Is Life....
سلام به همه بیننده های کشت و مرده ی این وبلاگ که نداریم!
اول از همه شرمندگی به خاطر اینکه من اصلا اینجا دسترسی به اینترنت ندارم که بخوام وب رو به روز کنم! شارژم هم زیاد نیست که با گوشی بکنم! البته اینترنت داریم با سرعت بالا که دلم نمیاد دانلود با سرعت 400 کیلو بایت (بعضی روزها) رو ول کنم بیام وبلاگ رو به روز کنم!! حدود 3 هفته از باز شدن دانشگاه ها میگذره! جایی که هرکی نرفته نصف عمرش بر فناست! زیاد تعریف نمیکنم از دانشگاه چون شاید یکی از دختر یا پسر های رشته مون بیاد اینارو بخونه فکر کنه من ندیدم یا.... در هر حال جای بسیار خوبی و کلی با مدرسه فرق میکنه! آدم روز شماری میکنه مدرسه تموم شه ولی روزشماری میکنه دانشگاه شروع شه کلاس هاش!! خوش گذرونی هاش و..... بخصوص که یکی از 5 فول پروفسور مکانیک ایران هم توی دانشگاه باشه!!
دیگه حرف رو همین حا تموم میکنم!
اینم دانلود آهنگ: تیتراژ دوم مجموعه تلویزیونی دلنوازان با صدای علی لهراسبی ترانه سرا : پویا بیاتی / آهنگ و تنظیم : فواد غفاری و مهدی خیرخواهی (با سه کیفیت متفاوت)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 256Kbps علی لهراسبی - دلنوازان (تیتراژ ۲) فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps علی لهراسبی - دلنوازان (تیتراژ ۲) فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps علی لهراسبی - دلنوازان (تیتراژ ۲)
لینک غیر مستقیم : http://rapidshare.com/files/293017267/Ali.Lohrasbi-Delnavazan_Titrazhe2__256.mp3 |+| نوشته شده توسط Ehsan در پنجشنبه 23 مهر1388 | موضوع: خاطرات روزانه دروغ بزرگ
سلام به همه
اين مطلب اصلا کپي نسيت و توسط خودم يعني خرزوخان نوشته شده است!! باز هم يه دروغ سياسي ديگه اين دفعه درباره ي يکي از همسايه هاي ما!!! اگه بقيه موارد رو مطمئن نباشم ! اين يکي رو کاملا مطئنم!! نمي خواستم به اين زودي ها وبلاگ رو به روز کنم !! ولي با ديدن يه مطلب در اينترنت و تلويزيون به شدت خنديدم!!! اصل مطلب: قضيه اينطوريه که اين فاطمه خانوم که مي خواسته براه دانشگاه تهران ثبت نام کنه ولي نرفته و مدارک اون توي دانشگاه تهران مونده اينطور بقيه متوجه ميشن از اين موضوع که اون در درگيري هاي اخير کشته شده و براي همين هم نيومده که مدارکش رو ببره! و در همه ي سايت هاي اينتزنتي نوشته شده که اون مرده!! من خودم (خرزوخان!!) هم اين مطلب رو نمي دونستم تا وقتي که اين قضيه رو در تلويزيون |+| نوشته شده توسط Ehsan در چهارشنبه 25 شهریور1388 | موضوع: خاطرات روزانه فرار از زندان هم تموم شد....
سلام:
بلاخره بعد از 1 ماه و به طور موسط روزي 3 ساعت ( تقريبا 4 قسمت ) بلاخره تموم کردن اين سريال واقعا واقعا قشنگ و جذاب Prison Break رو!! |+| نوشته شده توسط Ehsan در شنبه 21 شهریور1388 | موضوع: فیلم و آهنگ اونطورو فراموشت کرد دیگه بسه....
سلام به بيننده هاي وبلاگ:
امروز يه شعر براتون مي خوام بزارم که شعر و ريتم جالبي داره!! اولش که گوش دادم زياد خوشم نيومد!! ولي کم کم جالب شد!! اين شعر رو اگه ميشيد ادمه دادش به نظر من شعر فوق العاده اي ميشد! خواننده اش که بنيامين و پیام شمس هست و تنظيم شعر هم از پيام شمس هست!! آلبوم بنيامين که حتما دارين! ديگه حال ندارم بگردم دنبال لينکش!!
دوباره خوابشو ديدم چقده خواب ميبيني مرد |+| نوشته شده توسط Ehsan در شنبه 21 شهریور1388 | موضوع: شعر سریال جذاب Prison Break !!!
سلام به همه!! مشغول دیدن سریال تقریبا ۷۶ قسمتی prison break هستم!! لطفا مزاحم نشوید!!
پیشنها میکنم که شما هم حتما ببینید!!
|+| نوشته شده توسط Ehsan در سه شنبه 3 شهریور1388 | موضوع: تصاویر دوران دانش آموزی تمام شد + عکس یادگاری از هم کلاسی ها
سلام! به بیننده های وبلاگ خرزوخان! بلاخره تحصیل من در آموزش پرورش نفرین شده تموم شد!! مطالب اضافی یاد دادنی که همه ی اون ها رو ما در دانشگاه یک بار دیگه می خونیم!! امتحان نهایی با اون طرز نمره دهی و تصحیح! شیوه های مختلف آموزش درسی در مدرسه های مختلف! یه چیزی هم جدیدا مد شده اسمشو گذاشتن کلاس های تابستونی! نمیدونم برای چی! ما که نداشتیم! درسمون رو می خوندیم ! نمره ی خوب هم میاوردیم! حالا تابستون برای چی گذاشتن دیگه نمیدونم!! آهان! فکر کنم می خوان بنیه ی دانش آموزان رو قوی کنن!! و از این جور حرف های دانش آموز خر کن ( ببخشید توهین نبود!)! که ما هم 2 سال خر شدیم!! رفتیم! البته سال آخر باید می رفتیم!! چون که یک سری بچه های علاقه مند به دانشگاه خوندن درس رو به صورت کنکوری از تاستون شروع کردن!! بچه های عشق شریف که درس خوندن جدی رو از دوران راهنمایی شروع کردن به امید اینکه برن شریف! وقتی یاد دوران راهنمایی و دبیرستان می افتم! چقدر با خودم و به خودم می خندم!! مثلا بزارید یه خاطره تعریف کنم براتون!! من هم توی دوران راهنمایی سال اخر و هم توی 4 سال دبیرستان ! یعنی 5 سال! فکر نکنم کلا 200 بار رفته باشم توی صف! حالا این خاطره ها همه بهونه این بود که منم رفتم از آموزش پروش! و دیگه داشنجو شدم!(البته 2 ماه دیگه) با بقیه بچه های کنکوری امسال! رتبه ی من که به لطف مهربانی های فراوان دوستان! تقریبا دو برابر شد!! باز هم این مطالب بالا بهونه این بود که من یه عکس یادگاری از فردای اعلام نتایج که توی مدرسمون با چندتا از بچه ها گرفتیم بزارم!ا توضیح: چون عکس بزرگ بود و توی صفحه جا نمیشد به طور کامل! مجبور شدم دستی کوچک کنم! ولی شما می تونید عکس رو Save کنید و توی کامپیوتر با کیفیت اصلی ببنید!! یا هم میتونید برید به لینک زیر برای دیدن عکس اصلی: http://tinypic.info/files/8ub3qhj5ypb8m7orrmx5.jpg
حالا من این دوستان رو میگم رتبشون چند شد! به علاوه چند نفر از کسایی که اینجا نیستن! از سمت چپ شما که عکس رو میبینید! ایستاده ها:
آقای میلاد بزرگ: رتبه ی 12000 که من خودم وقتی شنیدم تعجب کردم! آقای خرزوخان (خودم): رتبه ی 4400 نمیدونم چرا داشتم می خندیدم توی این عکس! آخه کسی که جوک تعریف نکرده بود!!! آقای آردی: یادم نیست! ولی فکر کنم بالای 6000 هزار شده! آقای یونس احمدیان: رتبه ی 1200! آقای دشتی: رتبه ی 1000 ( فکر کنم)! آقای گنجی: رتبه ی 25! نشسته ها! بازم از چپ به راست: آقای ذوقی: یادم نیست ولی باید بالای 7000 هزار شده باشه! آقای کورش قربانی : رتبه ی 2200! آقای محمود شمسی: یادم نیست ولی باید بالای 3000 هزار باید باشه!
و کسانی که توی این عکس نیستند: آقای حسین جعفر پور: رتبه ی 800! آقای اسدی: مثل من رتبه ی 4400! آقای روزبه دانایی: رتبه ی 13! ( بهترین رتبه ی مدرسمون!) آقای علی عظیمی: رتبه ی 80! آقای خلف رضایی : رتبه ی 120! آقای سعید نصیری: رتبه ی ۳00! تصیح شد! آقای محمد محمدنیا: رتبه ی 72 آقای احمد جوکار: رتبه ی ۵۰۰ و بقیه دوستانی که نمیدونم رتبه شون رو!! هرکس هم از هم کلاسی ها اگه وبلاگ رو می خونه و رتبه اش رو ننوشتم! توی نظرات بگه که براش بزارم! به هر حال همه چی تموم شد و رفت! هرکس هر چقدر درس خوند نتیجه اون رو دید( بعضی ها بی انصافی شد در حقشون) نتونستید خودشون رو اونطوری که هستن نشون بدن سر استرس و....! فعلا بای! |+| نوشته شده توسط Ehsan در سه شنبه 13 مرداد1388 | موضوع: تصاویر انشای زیبا و خنده دار یک دانش آموز درباره ی صبر!!!
بچه ها این صفحه را نیز برای دوستان خودتان ارسال کنید!!! اینم یه انشای خیلی قشنگ از یه بچه محصل اونم 10 سال پیش! جای صحبتی باقی نمی مونه! ولی چه دورانی بود! بیخیال همه چیز! نمیدونستیم اصلا دنیا چیه! یادش بخیر!
|+| نوشته شده توسط Ehsan در چهارشنبه 7 مرداد1388 | موضوع: تصاویر دانلود آهنگ جدید و بسیار شاد تتلو و طعمه به نام حالا که جیبم خالیه + متن شعر
بچه ها این صفحه را نیز برای دوستان خودتان ارسال کنید!!! بازم یه متن شعر دیگه!! اندفعه از تتلو و طعمه هست!! نمیدونم این دوتا که خداحافظی کردن چرا باز برگشتن؟!! خوب مهم نیست!! یه آهنگ خیلی باحال و خنده دار دادن که سبکش 6 و 8 هست!! فقط بدی آهگش اینه که خیلی تنده!! اونجایی که آروم میشه ( دقیقه 1:40) خیلی بهتر و قشنگ تر میشه! پیشنهاد میکنم دانلود کنید! خیلی قشنگه! متن شعر هم که نوشتم براتون!! دانلود آهنگ هم گذاشتم!
آهنگ جدید و بسیار شاد امیر تتلو و اردلان طعمه به نام حالا که جیبم خالیه (با دو کیفیت متفاوت) آهنگ با كيفيت MP3 128
آهنگ با كيفيت 64 OGG آهنگ با كيفيت WMA 20 ( مخصوص تلفن همراه ) لینک غیر مستقیم : http://rapidshare.com/files/259784594/Amir.Tatalo_Ft.Tomeh-Hala.Ke.Jibam.Khalie.mp3
این هم از متن شعر:
درسته پول ندارم ولی خوب دل که دارم خط ثابت ندارم ولی ایرانسل که دارم از بین این همه من یه خانوم خوشگل که دارم از بین این همه من یه خانوم خوشگل که دارم
درسته بنز ندارم ولی 206 که دارم توی جردن نه ولی خونه تو تجریش که دارم یه خانوم که رفته برنزه کرده تو کیش که دارم یه خانوم که رفته برنزه کرده تو کیش که دارم
وای که چه حالیه همه چی عالیه خوش می گذره با اینکه جیب من خالیه
تو که هی لج میکنی و اون آبروهاتو کج میکنی بگو بینم حالا که جیبم خالیه واسم خرج میکنی؟
لیساسن معماری ندارم و ماشین سواری ندارم و ویلا توی ساری ندارم و یه دونه هزاری ندارم و حساب جاری ندارم و ملک تجاری ندارم و چیزهایی که تو داری من ندارم باز منو خل میکنی پسرهارو اوسکول میکنی سر کیسه رو شل میکنی جیب منو پر میکنی
(این قسمت به پایین قشنگ میشه آهنگ!!)
تو که کت پوست مار می پوشی و لباس های مارک دار می پوشی مانتو چاک دار می پوشی و کفش های ساق دار میپوشی سمت اون یکی نرو تورو خدا بگیر منو
کت پوست مار ندارم شلوار لی که دارم پاسورت کانادایی نه ولی کارت ملی که دارم یه خانوم خوب در سطح تیم ملی که دارم یه خانوم خوب در سطح تیم ملی که دارم
چایی ساز نه ندارم ولی قوری که دارم یخچال ساید بای ساید نه ولی معمولی که دارم یه خانوم شبیه آنجلی جولی که دارم یه خانوم شبیه آنجلی جولی که دارم |+| نوشته شده توسط Ehsan در شنبه 3 مرداد1388 | موضوع: فیلم و آهنگ درگیری میرحسین موسوی با نکیر و منکر (طنز) + نقشه ی جدید ایران از سوی ستاد سبز So Funny
بچه ها این صفحه را نیز برای دوستان خودتان ارسال کنید!!!
خوب بینندگان عزیز وبلاگ 4 ساله ی خرزو! این وبلاگ نه سیاسی هست نه هیچی!! فقط وبلاگی هست که بیای توش بخندی بری! این مطلب زیر هم فقط جنبه ی طنز دارد!! امیدوارم که طرفداران موسوی بتونند این مطلب رو تا ته بخونن و کمی لبخند بزنند و به کسی فحش ندن!
درگیری میرحسین موسوی با نکیر و منکر: آقای موسوی در لحظه مرگ خود همه رسانه ها رو به خانه خود دعوت میکنه و میگه من حتما بعد از مرگ میرم بهشت. مطمئن هستم. شب اول قبر آقای موسوی: نکیر و منکر پس از سوالهای معمول در مورد خدا و دین و پیرو پیغمبر رو به موسوی میگن: آقا جان شما نامه عملت سیاهه. باید بری جهنم. موسوی: برو ببینم . تو نامه عملم چیز شده ؛ یعنی دستکاری شده. من قبول ندارم. نکیر : اون کسی که نامه عمل تو رو نوشته خدا مشخص کرده. مورد اعتماد خدا بوده. موسوی: نخیر آقا جان. من میگم دستکاری شده. شما هم باید قبول کنید. منکر: آقا اینطوری حرف نزن. با این حرفت داری نعوذبالله خدا رو میبری زیر سوال. با این گرز میزنم تو سرت ها!!! موسوی: آقا فضا رو چیز نکنید؛ یعنی امنیتی و نظامی نکنید. همین شما ها هستید که با این کاراتون فضای اختناق و چیز رو؛ یعنی دیکتاتوری بوجود می آورید. حالا که این طور شد من اصلا خدا رو هم قبول ندارم. باید یه کمیته چیز یاب، منظورم حقیقت یابه، تشکیل بشه که بیطرف باشه. نکیر خطاب به منکر: میگم این یارو یکی دو تختش کمه ها. این مثل اینکه حالیش نیست که اینجا آخر خطه. هنوز هم کلش بو قرمه سبزی میده. موسوی: آقایان در گوشی صحبت کردن از نظر اسلام مشکل داره. من خودم یادمه که امام (رحمه الله) یه روز به من فرمودند موسوی جون. من گفتم بله آقا. اجازه بدید دستتون رو چیز کنم؛ یعنی ببوسم. ایشون نگذاشتن. بعد به من گفتند . . .(در همین هنگام نکیر و منکر صحبت میر را قطع میکنند ) نکیر و منکر ( با عصبانیت) : مردکه نفهم. اینجا انتخابات نیست. قیامته. موسوی: آقا قانون چیزه، یعنی قانونه. قیامت و انتخابات نداره . شما ها همتون قانون گریز هستید. اصلا آقا از وقتی که همین دار و دسته شما بحث قیامت رو در جامعه مطرح کرد یک فضای فوق امنیتی در جامعه ایجاد شد که امید به چیز مردم، یعنی امید به زندگی مردم خیلی کم شد. شما که همه دنیا هم دست خودتونه. هر کار بخواهید میکنید. موسوی(در حالی که با نگاه خود به دنبال دوربین میگردد ادامه میدهد): مردم من اگر خدا میشدم این اخلاقها رو از جامعه چیز میکردم ؛ یعنی در واقع حذف میکردم. من این قیامت رو برمیداشتم. این اصلا توهین به انسانیت و بشریت و خلاف چیز بشر، یعنی حقوق بشر است. چه معنی دارد که شما این جوانها رو ستاره دار میکنید. چرا دو دستگی میکنید. خودی و غیر خودی و بهشتی و جهنمی میکنید. نکیر و منکر همینطور هاج و واج و در نهایت عصبانیت به موسوی نگاه میکنند. در همین حال نکیر میگوید: حالا چند لحظه خفه خون بگیر تا یه چند تا پرونده از کارهایی که در زمان زنده بودن کردی بهت نشون بدیم. نشون بدیم؟ بدیم؟ و چند تا از کارهای زشت و بد بد جناب میر به ایشون نمایش داده میشود. بعد منکر میگوید حالا بگو. حالا چی؟ ناگهان میر که شدیدا از این کار نکیر عصبانی بود با لحنی کاملا مضطرب و عصبانی گفت: شما ها خجالت نمیکشید پرونده ی همسر بنده رو ( ببخشید اینجا اشتباه لپی بود، «پرونده ی بنده» صحیح است) رو گرفتین جلوی من و نشون من میدهید. شما به جای اینکه بیایید برای مردم پروند سازی کنید برید یه فکری به حال چیز سالی ، یعنی خشکسالی و این سیل و زلزله هایی که همش از سوء مدیریت شما حاصل شده بکنید. اصلا من به خاطر همین مشکلات و احساس چیزی که کردم ؛ یعنی احساس خطری که کردم به این دنیا اومدم که جلوی این چیزا رو بگیرم. من نمیدونم این حضرت باری تعالی به جای اینکه حضرات عتید و رقیب را بگذارند تا ملت رو بپایند، بروند یه فکری به حال مدیریت این دنیا بکنند. البته اینها همش ناشی از چند نکته در مدیریت است از جمله ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی و شعاری ، خیالبافی و خرافه گرایی، خلاف گویی و پنهان کاری، خود محوری و قانون گریزی ، افراط و تفریط است و ... و بنده آمده ام که با اینها چیز کنم، یعنی مقابله کنم. و.... چند هزار سال بعد پس از رسیدگی کامل به پرونده همه انسانها از جمله آقای موسوی. میر حسین در حالی که با غل و زنجیر به دست و پایش روانه جهنم است در حال داد و فریاد است: آهای مردم. اینجا همه دیکتاتورند. دارند من را با زور میبرند جهنم. شما امید خودتون رو از دست ندید. من باز هم از توی جهنم با شما ها صحبت خواهم کرد و بیانیه خواهم داد. البته اینجا خیلی از دنیا جوش خفقان تره. اینجا تمام رسانه ها دست خودشونه. اصلا نمیگذارند ما حرف بزنیم. آزادی بیان وجود ندارد. روزنامه هم که میخواهیم بزنیم تو این همه آتیش میسوزه. شما امیدتون رو از دست ندید. من در پل صراط انشاا... در جمع پرشور شما برای شما صحبت خواهم کرد و یکسری حقایق رو خواهم گفت من چند تا خاطره هم از امام دام که بعدا میگم مایه عبرت اینها بشه. همینطور که موسوی در حال نطق کردن بود دهن او را با سیمان پر کردند و درش یه چهارک آجر چپوندن و ایشون را به جهنم بردند... در جهنم جناب میر، همکار و دوست روزهای کاندیداتوری خود را میبیند که در یک گوشه او را بسته اند و مثال اینکه تازه از زیر عذاب دردناک راحت شده باشد حال او بسیار وحشتناک بود. میر از نگهبانان پرسید این شیخ مهدی کروبی بیچاره را چرا به این حال و روز انداختید. مگر چه عذابی به او میدهید؟ نگهبان جهنم: تو یکی لال شو باز این شیخ بدبخت یک شانس برای رهایی از جهنم دارد. هفته ای یکبار آزمونی از وی بعمل می آید و به او این فرصت داده میشود، چنانچه نتواند از آن فرصت استفاده کند عذاب میشود ، تا هفته ی بعد. میر که خیلی ترسیده بود پرسید: مگر عذابش چیست که این حال و روزش است؟ نگهبان جهنم: خوب نگاه کن. الان وقتی است که به او فرصت داده میشود تا اگر موفق شود از جهنم آزاد شود. الان ساعت آزمون وی است و او یکساعت فرصت دارد. در همین حین دو ملک که چهره های بسیار وحشتناکی داشتند وارد شدند. در دست یکی از آنها برگه ای و در دست فرد دیگر تابلویی بود. شیخ با نگاهی مضطرب به آنها نگریست. ملک اول رو به شیخ گفت: آماده ای. شیخ که صورتش غرق در عرق بود سری به نشانه تایید تکان داد. ناگهان ملک اول برگه را چرخاند و در روی آن یک سوال بسیار بزرگ نوشته شده بود. موسوی به برگه نگاه کرد و با خود گفت : این سوال چقدر آشناست. کجا آن را دیده ام؟ و آن را خواند : در عبارت «دول الخلیج العربیه» کلمه العربیه به کدام گزینه بر میگردد؟ الف) دول ب) دول ج) دول د)دول ه) غلط کردم و) سایر موارد شیخ مهدی بعد از یکساعت فکر کردن :گزینه 9. ناگهان ملکه دوم به سرعت جلو می آید و میگوید ای بیسواد بی لیاقت. حق تو همین عذاب دردناک است که درد آن تو و تمام طرفداران و همراهانت را در بر میگیرد. و در حالی که شیخ به شدت التماس میکرد و از ته دل فریاد میکشید که از عذاب او درگذرند ملک دوم تابلویی را که در دستش بود چرخاند و شیخ از شدت سختی عذاب دائم غش میکرد و به هوش می آمد. و موسوی باز روی آن تابلو را خواند که بزرگ نوشته بود : 0.8 درصد
نقشه جدید ایران از سوی ستاد سبز منتشر شد!! |+| نوشته شده توسط Ehsan در جمعه 2 مرداد1388 | موضوع: تصاویر |
|
|